علی ای همای رحمت
|
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را |
|
که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را |
|
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين |
|
به علي شناختم به خدا قسم خدا را |
|
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند |
|
چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را |
|
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ |
|
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را |
|
برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن |
|
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را |
|
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من |
|
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا |
|
بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب |
|
که علم کند به عالم شهداي کربلا را |
|
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان |
|
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را |
|
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت |
|
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را |
|
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت |
|
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را |
|
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت |
|
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را |
|
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان |
|
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را |
|
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم |
|
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را |
|
«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي |
|
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را» |
|
ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب |
|
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا
|
نشانههاى آخرالزمان(بخش دوم)
اين محدوده زمانى نشانههايى دارد كه اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مىشود. علاوه بر اصطلاح رايج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگرى به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. اين اصطلاح كه بيشتر نزد اهل سنت رايج است، به نشانههاى وقوع قيامتصاص دارد؛ ولى رواياتى كه ذيل اين عنوان ذكر شده نشان مىدهد بسيارى از نشانههاى آن چون نشانههاى آخرالزمان است و مىتوان بسيارى از نشانههاى آخرالزمان را نشانههاى قيامت دانست.
پىنوشت:
1. كتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، نامه دوم پولس حوارى به تيموثيوس، باب سوم.
2. غيبت نعمانى، ابن ابى زينب، ص357.
3.كتاب الغيبة، شيخ طوسى، ص182، ح141.
4. عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ج2، ص 59.
5. بشارة المصطفى لشيعه المرتضى، طبرى آملى، ص258.
6. كتاب الغيبة، ص46.
7. كشف الغمة، اربلى، ج3، ص260.
8. مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج11، ص379
9. كافى، شيخ كلينى، ج8، ص306.
10. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج4، ص366.
11. نهج البلاغه، خطبه 103.
نشانه های آخرالزمان(بخش اول)
شكى نيست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پايانى است جز ذات بىپايان خداوندى كه هم آغاز است و هم انجام. زمان نيز مانند تمام مخلوقات الاهى از اين قاعده مستثنا نيست. روزگارى بر دنيا سپرى شده كه ديباچه زندگى دنيايى به شمار مىآيد و زمانى نيز خواهد گذشت كه پان اين كتاب خواهد بود. برگههاى پايانى كتاب زندگى انسان در زمين «آخرالزمان» خوانده مىشود. «آخرالزمان» اصطلاحى است كه در فرهنگ اغلب اديان بزرگ دنيا به چشم مىخورد و به ويژه در اديان ابراهيمى از برجستگى و اهميت خاص برخوردار است. اين اصطلاح معمولاً به روزگپايانى دنيا و رويدادهايى كه ممكن است در اين بخش از زندگى دنيوى به وقوع پيوندد گفته مىشود و اديان بزرگ درباره آن پيشگويىهايى كردهاند؛ براى مثال در «انجيل» چنين آمده ست:«... و اين را بدان كه اوقاتف صعب در زمان آخر خواهد رسيد* زيرا كه خواهند بود مردمف خدوست و زر پرست و مغرور و متكبر و كفر گو و نافرمان والدين و حق ناشناس و بىدين* و بىالفت و بىوفا و خبث كننده و بىپرهيز و بىحلم و با خوبان بىاعتنا* و خائن و كم حوصله و عبوس كننده و عيش را بر خدا ترجيح مىدهد.
قرآن مجيد نيز در آيات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره كرده است. در معارف ارزشمند اسلامى اين اصطلاح در دومعناى كلى به كار رفته است:
1. مدت زمانى طولانى كه با ولادت پيامبر اسلام(ص) آغاز و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مىيابد. از اين رو آن پيامبر الاهى را پيامبر آخرالزمان نيز ناميدهاند.
2. مدت زمانى كه باولادت واپسين جانشين پيامبر اسلام(ص) حضرت مهدى(ع) آغاز مىشود، زمان غيبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قيامت به انجام مىرسد.
روايات اهل بيت(ع) نشان مىدهد:
الف) با سپرى شدن اين دوران بساط زندگى دنيوى برچيده مىشود و مرحلهاى جديد در نظام آفرينش آغاز مىگردد
ب) آخرالزمان خود به دو مرحله كاملاً متفاوت تقسيم مىشود: دوران نخست كه انسان به مراحل پايانى انحطاط اخلاقى رسيده، فساد اخلاقى و ستم همه جوامع بشرى را فرا مىگيرد و واپسين اميدهاى بشرى به نااميدى مىگرايد؛ و دوران دوم كه عصر تحقق وعدههاى الاهى به پيامبو اولياى خدا است و با قيام مصلح جهانى آغاز مىشود.
كليات عقايد مربوط به آخرالزمان تقريباً از سوى همه فرقههاى بزرگ اسلام پذيرفته شده است؛ ولى در خصوص وابستگى اين تحولات به ظهور مهدى موعود و نيز هويت مهدى موعود اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان دوازده امامى حضرت مهدى(ع) و حكومت جهانى او را حسن ختام حيات بشر در ره زمين و او را همان موعود امتها مىدانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدى(ع) برخى از ائمه و نيكان و صالحان و نيز بدان و تبهكاران تحت عنوان «رجعت» به دنيا باز مىگردند و زندگى دنيايى پايان مىيابد.
با گلگشتى در كلمات نورانى معصومان(ع) مىتوان واژههايى را كه بيانگر پيوند مهدويت و آخرالزمان است، يافت. اين واژهها عبارت است از:
1. آخرالزمان (پايان زمان)
امام صادق(ع)، پيشواى ششم راستگويان، فرمود: «رسول گرامى اسلام(ص) به على(ع) فرمود: آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض كرد: بله، يا رسول الله. آن حضرت فرمود: هم اينك جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد قائمى كه در آخرالزمان ظهور مىكند و زمين را پر ازعدل و داد مىسازد - همان گونه كه از ظلم و جور آكنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسين(ع) است.»2
2. «لا تذهب الدنيا» (دنيا به پايان نرسد)
اين تعبير بيانگر حتمى بودن تحقق حوادثى است كه پس از آن ذكر مىشود. عبدالله بن مسعود مىگويد: رسول گرامى اسلام(ص) فرمود: «دنيا به پايان نرسد مگر اين كه امت مرا مردى رهبرى كند كه از اهل بيت من است و به او مهدى گفته مىشود.
و روشن است دنيا به پايان نمىرسد مگر اين كه بخش پايانىاش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.
3. «لا تقوم الساعة»(قيامت برپا نمىشود)
پيامبر گرامى اسلام(ص)فرمود: «قيامت برپا نمىشود تا اين كه قيام كنندهاى به حق از خاندان ما قيام كند؛ و اين هنگامى است كه خداوند به او اجازه فرمايد؛ و هر كس از او پيروى كند، نجات يابد و هر كس از او سرپيچد، هلاك خواهد شد... .»4
4. «لا تنقضى الايام» (روزها منقضى نگردد)
رسول خدا(ص) فرمود: «روزها منقضى نگردد تا اين كه مردى از اهل بيت من بر زمين حكومت كند كه همنام من است.»5
5. «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد»(اگر از دنيا بيش از يك روز باقى نماند)
اميرمؤمنان(ع) برفراز منبر در شهر كوفه چنين فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقى نماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندانم برانگيخته شود.»6
6. «عند انقطاع من الزمان»(در بخش پايانى زمان)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: هنگام پايان زمان و آشكار شدن فتنهها، مردى هست كه به او مهدى گفته مىشود و بخشش بسيار دارد.»7
امام زمان (عج): تنها خدا زمان ظهور را میداند و دروغ می گویند, کسانی که زمان را تعیین می کنند.
يا مهدي(عج)...
همانا خدای متعال از آن هنگام که آدم را آفرید زمین را از حجت خدا خالی نگذاشته و نیز تا قیامت خالی نخواهد گذاشت و به جهت حجت خدا از اهل زمین رفع بلا می شود. باران می بارد و برکات زمین خارج می گردد. امام حسن عسگری(علیه السلام)
در فلک از فراق تو، از ملک، این ندا بیا
هجر تو، سوخت، جان ما، شهد پر از شفا بیا
مانده به قاب چشم دل، عکس رخ سپید تو
خسته ز هجر و دوریت شاهد با صفا بیا
در غم تو بسوختیم، چشم به جاده دوختیم
هستی خود فروختیم، رسم وفا به ما بیا
تشنه ی یک نگاه تو، مست شراب مهر تو
هستی من فدای تو، دست پر از سخا بیا
ساقی سبز صبر ما، سبد ستاره سهم ما
شعر شکوه شهر ما، آیینه ی خدا بیا
برآ از سینه ی تار و تاریک مشرق، ای خورشید! ای روشنگر جانها، ای شادی بخش انسان ها!
که ما، در چنگ خونپالای شام دیرپا، مردیم، از بس، خون دل خوردیم.
بیا تا از زلال اشکهایت، سبد سبد ستاره ی امید بچینیم و از صداقت جاری چشمهایت دریا دریا، شکوه الهی.
گزیده های از سخنان امام رضا (ع)
۞ غفلت از مرگ: حضرت امام رضا علیه السلام ازامیرالمؤمنین علیه السلام روایت کردند که: افرادی هستند که با شوق لباس میبافند، در حالیکه همان لباس، کفن آنها میشود و خانه ای میسازند تا در آن سکونت کنند و همان خانه محل دفن آنها میگردد.
۞ بدخلقی: حسین بن بشاء میگوید: برای حضرت رضا (علیه السلام) نوشتم که یکی از اقوام من به خواستگاری دخترم آمده، ولی بد اخلاق است.
حضرت فرمودند: اگر بد اخلاق است دختر خود را به ازدواج او در نیاور.
۞ قرائت قرآن: حضرت امام رضا (علیه السلام) به نقل از رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمود: برای خانه های خود نصیب و بهره ای ازقرآن قرار دهید.
چون خانه ای که در آن قرآن خوانده شود، برای اهلش گشایش و آسایش و خیر قرار داده می شود و ساکنین آن در معرض افزایش نعمتاند و بر عکس خانهای که در آن قرآن خوانده نمی شود سختی و تنگی بر اهلش رو آورد و خیر و نیکی و برکت از آنها کاهش یابد و ساکنین آن در کمی و کاستی و کمبود باشند.
۞ انفاق: روزی حضرت رضا (علیه السلام) از یکی از غلامان خود پرسیدند: آیا امروز چیزی در راه خدا انفاق کرده اید،
غلام گفت: نه حضرت فرمود: پس خداوند از کجا به ما عوض دهد؟! برو و چیزی در راه خدا انفاق کن،حتی اگر یک درهم باشد.
۞ نتیجه محبّت: حضرت رضا (علیه السلام) به ریان بن شبیب فرمودند: اگر خوشحال میشوی که با ما در درجات بلند بهشت باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک و برای خوشحالی ما مسرور باش! بر تو باد به دوستی ما اهل بیت .
پس بدان اگر کسی سنگی را دوست بدارد، خداوند او را در روز قیامت با آن سنگ محشور می فرماید.

شعر: صفایی زنجانی
ای قلم سوزلرونده اثر یوخ
آشنادن منه بیرخبر یوخ
گلدی بوجمعه گلمدین سن
گون سایام جمعه دیگر اولسون
شانده رتبهده بی بدلسن
هر گوزلدن آقا سن گوزلسن
نخستين سخنانى كه امام زمان (عليه السلام) بعد از ظهور مى فرمايند، چيست؟
هنگامى كه خداوند متعال اذن ظهور به امام زمان(عليه السلام) بدهند، آن حضرت براى اصلاح جهان از كنار كعبه ظهور مى كنند و نخستين سخنى كه مى فرمايند: آيه (بقية الله خيرلكم ...) است. امام باقر(عليه السلام) در روايتى ـ كه محمد بن مسلم از ايشان نقل كرده ـ مى فرمايند: «حضرت به ديوار كعبه تكيه مى دهد و سيصد و سيزده نفر در خدمتش جمع مى شوند، و اول كلامى كه به آن نطق مى كنند، اين آيه كريمه است: (بقية الله خيرلكم ان كنتم مؤمنين) يعنى آنچه خدا بر شما باقى گذارد بهتر است، اگر واقعاً به خدا ايمان دارند. بعد از آن مى فرمايد: منم بقية الله در روى زمين». و نيز در ضمن روايتى كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شده، حضرت مى فرمايند: «آقاى ما قائم(عليه السلام) پشت به كعبه مى دهد و مى فرمايد :اى مردم! آگاه باشيد! هر كه مى خواهد كه به آدم(عليه السلام) و شيث نگاه كند، هر آينه منم آدم و شيث ـ يعنى در اخلاق و احوال و اوصاف ـ و هر كه مى خواهد به نوح و پسرش سام نگاه كند، هر آينه منم نوح و سام. آگاه شويد! هر كه مى خواهد به ابراهيم و اسماعيل نگاه كند، هر آينه منم ابراهيم و اسماعيل. و هر كه مى خواهد به موسى و يوشيع نگاه كند، هر آينه منم موسى و يوشع. آگاه باشيد! هر كه مى خواهد كه به عيسى و شمعون نگاه كند، هر آينه منم عيسى و شمعون. آگاه شويد! هر كه مى خواهد به محمد و اميرالمؤمنين(عليه السلام) نگاه كند، هر آينه منم محمد و اميرالمؤمنين. آگاه باشيد! هر كه مى خواهد كه به حسن و حسين نگاه كند، هر آينه منم حسن و حسين. آگاه شويد! هر كه مى خواهد به ائمه او اولاد حسين(عليه السلام)» نگاه كند هر آينه منم ائمه(عليه السلام)خواهش مرا اجابت نماييد و قبول كنيد، بدرستى كه به شما خبر مى دهم پاره اى چيزها را كه به شما خبر داده شده و پاره اى ديگر را كه خبر داده نشده است. هر كه كتابها و صحف الهى را خوانده از من بشنود. چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن***به رُخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن.
گفتم که روی ماهت از ما چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم از که پرسم جانا نشان کوی ات
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است
یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .
شرمنده ایم .
می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .
می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم .
یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،
و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .
به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .
اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .
اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .
اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .
ای یوسف زهرا !
خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،
ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،
روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .
به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطر
ای عزیزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .
نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار
از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن .
یابن الحسن !
برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ،
سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .
اما ...
ای آقا ! ای كریم ! ای سرور !
ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .
آن كالای اندك را هم نداریم .
اما... نه ،
كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم .
دل شكسته داریم
و مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم .
ناامیدیم و به امید آمده ایم .
افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .
سفارش نامه ای هم داریم .
پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .
یا صاحب الزمان !
به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .
تو از یوسف بخشنده تری .
به فریادمان برس ، درمانده ایم .
ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !
یعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم .
در دوران پر درد هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم :
تا به كی حیران و سرگردان تو باشیم .
تا به كی رخ نادیده ترا وصف كنیم .
با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم .
سخت است بر ما ، كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم .
سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .
سخت است بر ما ، كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند .
یا بقّیةالله !
خسته ایم و افسرده ،
نالانیم و پژمرده ،
گریه امانمان را بریده است .
غم دوری ، دیوانه مان كرده است .
اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم :
كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكیبایی كند .
تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم
كجاست آن چشم گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟
تا من او را در گریه یاری دهم
مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .
و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
و ای كاش نسیمی از كوی تو ،
بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .
و ای كاش پیكی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
تا نور دیدگانمان گردد .
ای كاش پیش از مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم .
درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
كی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
شكست و سرافكندگی ، خوار و بی مقدارمان كرده است .
كی می شود ترا ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
و ببینیم طعم تلخ شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای .
كی می شود كه ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟
و ببینیم پشت سركشان را شكسته ای .
كی می شود كه ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟
و اگر آن روز فرا رسد ...
و ما شاهد آن باشیم ،
شكرگزار و سپاسگو نجوا می كنیم :
الحمدلله رب العالمین .
« الّذِین يَستمعون القول فیتّبعون أَحْسنه أُولئك الّذین هداهم اللَّه و أولئك هم أولوا الالبابِ»
کسانیکه به سخنها گوش می دهند و پیوسته بهترین آن را پیروی می کنند، آنها همان کسانی هستند که خداوند هدایتشان نموده و خردمندان نیز همانها هستند. زمر: 18
امام حسن علیه السلام می فرمایند:
« آيا نمي دانيد كه هيچ يك از ما ائمه نيست، مگر اين كه در بيعت طغيانگر زمانه اش واقع گرديده است؟ جز آن قائمي كه روح الله عيسي بن مريم پشت سر او نماز ميخواند؛ آن كس را كه خداي تعالي ولادت او را مخفي و شخصش را غائب داشته تا آنكه بيعت احدي از طغيانگران بر گردنش نباشد. او نهمين فرزند برادرم حسين عليه السلام و فرزند سيده كنيزان است. خداي تعالي عمر او را در زمان غيبتش طولاني گرداند. آنگاه وي به قدرتش در صورت جواني كه عمرش كمتر از چهل سال به نظر آيد ظاهر فرمايد. اين براي آن است كه مردمان بدانند خداي تعالي بر همه چيز تواناست. »